قلم معلّم
درچ مقالات و تحقیقات آموزشی و علمی

اولین قدمی که در آموزش و پرورش امروز ما بایستی برداشته شود این است که بینش برنامه ریزان و مسئولان از یک نگاه مصرفی به یک نگاه سرمایه گذاری نسبت به نهاد آموزش و پرورش تغییر کند، بدون شک آموزش و پرورشی موفق است که مدیریتی قوی و معلمان بدون دغدغه و صاحب انگیزه و کارا داشته باشد. اگرچه در اولین گام، پیوسته مشکلات مادی و مالی معلمان خودنمایی می کند و بویژه این روزها سایر مشکلات و حقوق، آنها را تحت شعاع قرار د اده است، و اگرچه افزایش حقوق و مزایا، حل مشکل مسکن تأمین نیازهای اولیه و متعارف زندگی، برقراری عدالت در پرداختها و کمکهای غیر نقدی، از حقوق مسلم و مطالبات به حق صنف معلمان می باشد، ولی نباید با تأکید صرف بر مطالبات مادی ایشان اعاده و احقاق حقوق معنوی و عزت و منزلت شغلی آنها را از نظر دور داشت. اینکه وجود مشکلات معیشتی و دغدغه های زندگی برای قشر معلمان نسبت به دیگر کارمندان دولت بیشتر است امری بدیهی است، که گاها علت آنرا جمعیت زیاد معلمان می دانند، اولا چنین دلیلی قابل توجیه و پذیرش نیست،ثانیا دولت حدود ۴ میلیون کارمند دارد که جامعه معلمان یک چهارم آن می باشد، متاسفانه به ازای هر دو نفر معلم یک نیروی ستادی در آموزش و پرورش وجود دارد و در حال حاضر وضعیت نیروی انسانی در آموزش و پرورش از نابسامانی رنج می برد در جایی دارای معلم مازاد و در جای دیگربا کمبود معلم در سیستم آموزشی روبرو هستیم، در سالیان اخیر شاهد گسترش ادارات مستقل در بخشها و مناطق مختلف کشور بوده ایم به عنوان مثال شهرستانی مانند بجنورد که قبلا به وسیله یک اداره مستقل و چند نمایندگی در بخشها اداره می شد حالا خود به 3 اداره مستقل ویک نمایندگی تقسیم شده است، در نظر بگیرید هر یک از این ادارات دارای ۳۰ پرسنل و هزینه های جاری و ساختمانی و ماشین آلات را برای این ادارات مستقل در نظر بگیریم و تعداد کل شهرستانهای کشور در آن ضرب کنیم چه حجم عظیمی از مخارج بر نهاد آموزش و پرورش و دولت تحمیل می شود حال آنکه معلمان ما نسبت به مسائل معیشتی درمضیقه به سر می برند؟ آیا نمی توانیم بخشها را با دوایرنمایندگی مانند گذشته اداره کنیم؟ آیا نیازمند بهینه سازی نیروی انسانی در آموزش و پرورش نیستیم.

ما می بایست نگاهمان را از بخشی نگری و منطقه نگری در تمام مسائل خصوصا نهاد آموزش و پرورش دور کنیم و مسائل را در سطح کلان ارزیابی کنیم تا از هدر رفتن منابع جلوگیری کنیم.

خوشبختانه با بالا رفتن سطح آگاهیهای مردم و نقش وزارت بهداشت جمعیت کشور کنترل شده و سبب شده در روستاها با تعداد کم دانش آموزان روبرو شویم، وجود مدارس متعدد در روستاهای همجوار و تشکیل مدارس با حداقل دانش آموز سبب بوجود آمدن کلاسهای چند پایه شده، که هم کیفیت آموزشی را پایین می آورد و هم هزینه جاری آموزش و پرورش را بالا می برد که می توان با آگاهی دادن به مردم از تشکیل مدرسه و فراهم نمودن وسایل ایاب و ذهاب دانش آموزان هم بر کیفیت آموزشی بیافزاییم و هم از صرفه جویی در مصرف منابع استفاده کنیم.

متأسفانه در سالهای اخیر آموزش به سمتی رفته که کمتر روی خلاقیت کار می شود گویی می خواهیم کلیه دروس حتی دروسی مثل ریاضی را در قالب فرمول و حفظیات به دانش آموز منتقل کنیم در صورتی که یکی از اهداف آموزشی ایجاد خلاقیت است. پیاژه عقیده دارد: هدف اساسی آموزش و پرورش بار آوردن افرادی است که بتوانند دست به کارهای خلاق و تازه بزنند نه اینکه فقط به تکرار کارهای گذشتگان بپردازند، غرض، ساختن اشخاصی است که خلاق و مخترع و کاشف باشند.

حال که روزبروز به سوی جهانی شدن پیش می رویم ، و انسان در آستانه قرن ۲۱ با شتاب تکنولوژی آنچنان پیش می رود که از خود نیز عقب می ماند و عصر جدید را عصر اطلاعات نامیده اند با نهایت تأسف بعضی از معلمان ما در علوم جدید از جمله کامپیوتر و اینترنت از دانش آموزان عقبتر می باشند، که نیازمند برگزاری کلاسهای ضمن خدمت برای دبیران در این زمینه می باشیم.

روشهای تدریس معلمان عموما به صورت سنتی است و معلم در مقام متکلم قرار گرفته و دانش آموز به عنوان شنونده می باشد در صورتی که دیگر این روشها کارا نیست و می بایست از روشهای جدید مبنی بر مشارکت و کار گروهی در تدریس استفاده شود.

گرایش دانش آموزان به بازیهای کامپیوتری، برنامه های تلوزیونی،استفاده غیر صحیح از اینترنت،باعث پایین آمدن کیفیت آموزشی شده که لازم به آگاه کردن خانواده ها در این زمینه می باشیم.

نبود آزمایشگاههای به روز یا آزمایشگاههای با امکانات ضعیف در بخشها و بعضی از شهرستانها باعث پایین آمدن کیفیت دروس عملی شده که ما می توانیم به جای آنکه در هر مدرسه یک آزمایشگاه داشته باشیم یک مجتمع آزمایشگاهی برای تمام سطوح در یکی از مدارس دایر کنیم که هم کیفیت آزمایشگاهها را بالا ببریم و هم از هدر دادن منابع جلوگیری کنیم.

در سالهای اخیر درصد قبولی، یک معلم به گونه ای غیر مستقیم باعث بالا رفتن نمرات دانش آموز شده، بدین صورت که درصد قبولی را بیانگر موفقیت یک معلم تلقی نموده و بعضی از دبیران نیز برای آنکه از قافله درصد قبولی عقب نمانند یا سؤالات را آسان طرح کرده و یا در دادن نمرات مستمر سختگیری نکرده که موجب شده کیفیت آموزشی پایین آمده و برای انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان در سال اول دبیرستان مشاوران را با خطا روبرو می کند و دانش آموزانی که در بعضی دروس استعداد کمتری داشته به رشته خاص گسیل داده شده و در بعضی از بخشها برای تشکیل رشته های خاص( مانند رشته ریاضی) که با کمبود دانش آموز مستعد روبرو هستند از دانش آموزان ضعیف تر استفاده کرده که موجب افت تحصیلی و هدر دادن منابع انسانی و مالی شده است.

آنقدری که در سیستم آموزشی به درصد قبولی اهمیت می دهیم به کار فرهنگی و تربیتی دانش آموز بها داده نمی شود، مگر قرار است همه دکتر یا مهندس شوند؟ و به قول مقام معظم رهبری:(کشور نیازمند مشاغل فراوانی است که ارتباطی با تحصیلات دانشگاهی ندارد به همین علت آموزش و پرورش باید همه جوانان را در حد لازم از دانایی و آگاهی بهرمند سازد). اصول تربیتی از اصول لازمه ای است که نباید از آن غافل شویم، بخش تربیتی باید به صورت علمی و با وجود نیروهای با انگیزه و کاردان پیگیر مسائل تربیتی شود، متأسفانه امور تربیتی در بعضی از مدارس فقط کارش به چند پوستر در مواقع و مناسبتها خلاصه می شود و گویی بقیه ساعات را بایستی در دفتر آموزشگاه صرف کند.

تجربه کشورهای دنیا حکایت از آن دارد که بخش فنی و حرفه ای از اهمیت خاص برخوردار است ما نیز می بایست با آگاهی دادن به دانش آموزان و متناسب با علایق و استعداد و موقعیتهای هر منطقه جغرافیایی آنها را به سمت رشته ای خاص سوق دهیم که بتوانند با آموختن کارهای عملی یا در سطح دیپلم جذب بازار کار شوند و یا در مقاطع بالاتر به عنوان تکنسین وارد بازار کار شوند، البته می بایست رشته های فنی را متناسب با پتانسیل شهرستانها روی رشته ها سرمایه گذاری کنیم مثلا در منطقه ای مثل رازوجرگلان که پتانسیل کشاورزی ودامپروری وجود دارد با آوردن رشته ای مثل کشاورزی ودامپزشکی یا دامپروری به صورت علمی و مدرن با شرایط محیط رشته ذکر شده را به دانش آموزان آموزش دهیم که بتوانند به آسانی جذب بازار کار شوند.

اگر قرار است جامعه در حال گذر ایران ،به سلامت از گردنه های صعب العبور تغییرات اجتماعی گذر کند، شایسته است که نظام مسئولیت و توجه بیشتری در قبال جامعه بر آموزش و پرورش داشته باشد. نظام آموزشی ما می بایست ضمن کسب وزن و شأن و جایگاه شایسته واقعی خود در نظام به سلسله مراتب اجتماعی و سازمانی کشور، خود را از بند مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم کند رها سازد.

محمد حسن ایمانی مدیر مجتمع شهید مطهری 17تلفن 09151860161و05855263545


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 توسط عبدالرسول منظری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر